تا به کی؟ خسته ام از غربت تو، گفته بودم بارهااز تبار خستگانم،بشکن این هنجارهاتا به کی صبر و صبوری در به در دنبال توخسته ام از بی قراری پشت این دیوارهاخواستم در خانه ات پیدا شوم ، با یک غزلمی زند سیلی
برچسب:
نویسنده: نیما نجفی
تاريخ: سه
شنبه
24 ارديبهشت
1398 ساعت: 19:10